ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٢ - آيا علم خداوندى به ذات خود از قانون تلازم تعيّن شيء با نفى خلاف تبعيّت مى كند
كمذاهب المخلوقين و تجزئتهم . فاعقل ذلك و ابن عليه ما علمت صوابا .
( امام فرمود : مانعى نيست ، اگر از تو بپرسم كه آيا آن ضمير را كه وسيلهء علم است مى توانى بوسيلهء ضمير ديگر تعريف نمائى عمران گفت : آرى . امام فرمود : اى عمران ، با اين پاسخ مثبت سخن و ادّعاى خود را فاسد نمودى . آيا شايسته نيست بدانى كه خداوند يگانه با ضمير توصيف نمى گردد ، و در بارهء آن واحد يگانه بيش از اين نتوان گفت كه كرد ، انجام داد و ساخت . و در بارهء خداوند سبحان نبايد تكثّر روشها و تجزئه را كه در مخلوقات وجود دارد ، توهّم نمود . اين اصل را كه گفتم تعقّل نما و آنچه را كه فهميدى بر مبناى اين اصل استوار بساز ) .
بنظر مى رسد مقصود امام عليه السّلام اينست كه اگر براى دريافت آن ضمير كه واسطهء علم خداوندى به معلوم او است ، ضميرى ديگر فرض شود كه واسطهء علم به ضمير اوّل بوده باشد ، مستلزم تسلسل تا بينهايت خواهد بود و تسلسل باطل است ، زيرا بهمان ملاكى كه ضمير براى تعلَّق علم خداوند به معلوم ضرورت دارد ، براى دريافت همين ضمير كه معلوم خداوندى است نيز لازم است بنا بر اين ، امام با نظر به اين كه فرض ضمير بعنوان واسطهء علم خداوندى به معلوم ، مستلزم فرض وجود ضميرى ديگر ميباشد ، عمران را ملزم مى فرمايد ، زيرا تعدّد و تكثّر ضمير [ حتّى اگر بيش از دو نباشد و تسلسل بينهايت را هم ايجاب نكند ، ] در بارهء خداوند سبحان امكان ناپذير است . آن گاه امام عليه - السّلام به نفى اصل ضمير از خداوند مى پردازد و مى فرمايد : « آيا شايسته نيست كه بدانى كه اصلا خداوند بىهمتا و يگانهء مطلق با ضمير توصيف نمى گردد و در بارهء آن ذات اقدس جز اين نبايد گفت كه : آن كار را كرد ، اين كار را انجام داد ، دستگاه خلقت را ساخت ، و امّا اين كه كار را چگونه كرد و انجام داد و چگونه ساخت با الگوها و عوامل و شرائطى كه در كارهاى مخلوقات وجود دارد ، نمى توان توضيح داد و تفسير نمود .