ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٠ - آيا علم خداوندى به ذات خود از قانون تلازم تعيّن شيء با نفى خلاف تبعيّت مى كند
كه « من » مقتدر باشد و بتواند ارادههاى نيرومند توليد كند ، بالاخره « من » خالق نيست ، اگر كارى كند به اذن خداوندى مى كند ، در ملك خداوندى .
٣ - عمران : فأخبرنى بأىّ شيء علم ما علم ، أ بضمير أم بغير ذلك ( بمن خبر بده كه خداوند متعال به معلوم خود با چه وسيله اى علم پيدا كرد ، آيا بوسيلهء ضمير يا بوسيلهء چيزى ديگر ) الامام : أرأيت إذا علم بضمير هل تجدبدّا من أن تجعل لذلك الضّمير حدّا ينتهى إليه المعرفة قال عمران : لابدّ من ذلك . قال الرّضا عليه السّلام : فما ذلك الضّمير فانقطع و لم يحر جوابا .
( امام فرمود : اى عمران چه فكر مى كنى اگر خداوند بوسيلهء ضمير ، علم به معلوم خود داشته باشد ، آيا چاره اى جز اين مى بينى كه براى آن ضمير حدّى را قرار بدهى كه معرفت منتهى بآن بوده باشد عمران گفت : چاره اى جز اين نيست . امام رضا عليه السّلام فرمود : آن ضمير چيست عمران سكوت نموده و نتوانست پاسخى بدهد . ) براى توضيح سؤال و پاسخ فوق ، مجبوريم كه معناى ضمير را در اينجا متذكَّر شويم . معانى زير را مى توان براى ضمير مطرح نمود : ١ - درون بطور عام ٢ - مخفى و پوشيده [١] ٣ - وجدان بمعناى عمومى ٤ - وجدان بمعناى اخلاقى
[١] . گفته مى شود : هو العالم بالضّماير ( خداوند است كه به درونها و پوشيده در درونها دانا است . ) و در بيت ابو الحسن تهامى در رثاى فرزندش نيز همين دو معنى را مى توان در نظر گرفت : < شعر > فإذا نطقت فأنت أوّل منطقى و إذا سكتّ فأنت فى إضمارى < / شعر > ( فرزندم ، اگر سخن بگويم ، آغاز سخنم توئى و اگر سكوت كنم تو در درون من قرار يافته اى ) .