ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٤ - اصول و مسائل بسيار با اهمّيّتى كه امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام در پاسخ عمران صابى در بارهء الهيّات فرمودند
طبيعت كه داراى عينيّت و نمود بوده و دائما در حال تغيير و دگرگونى مى باشند ، وجود طناب ممتدّى را بعنوان مادّه اى كه اجزاء و رويدادهاى طبيعت در آن حركت مى كنند ، اثبات كنيم ، بهمين جهت است كه متفكَّران فراوانى چه در قديم و چه در دورانهاى متأخّر و چه در شرق و چه در غرب ، برآنند كه موجودات عالم هستى مانند فوتونهاى نور از منبع فيض الهى در جريان مى باشند .
لا فى شيء أقامه . . . خداوند سبحان دستگاه خلقت را در چيزى بر پا نداشته است ، زيرا هر چه كه بعنوان موضوع يا ظرف و محلّ دستگاه خلقت تصوّر شود ، يكى از مخلوقات بوده و خود آن نيز احتياج به موضوع يا ظرف و محلّ خواهد داشت . همچنين دستگاه خلقت ابداعى را با هيچ چيز محدود نساخت ، مقصود عدم محدوديّت با حدود مادّى است ، باين معنى كه كلّ مجموعى مخلوقات را با امور مادّى محدود نساخت يعنى مجموع فضا و كرات فضائى كيهان هرگز بيك ديوار مادّى نمى رسد . نيز اين خلقت ابداعى را در برابر چيزى و مثل چيزى نساخت . يعنى چنان نيست كه خداوند سبحان عالم خلقت را با مشاهدهء عالمى مانند همين خلقت كه از پيش بوده است ، بوجود آورد ، و چنان نيست كه اين عالم خلقت را مثل و مانندى براى عالمى كه پيش از اين ساخته شده بود ، بوجود آورده باشد . بطور خلاصه مى توان گفت : منظور امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام اينست كه اين عالم خلقت مجموعا حقيقتى شخصى است كه مركَّب از كائنات است ، نه تكرار يك عالم قبلى است و نه از روى نمونه اى قبلى ايجاد گشته و نه در موضوع و ظرف و محلَّى ساخته شده است .
در حقيقت جهان هستى مانند يك عدد ٢ كه در ذهن آدمى بطور ابداعى بوجود مى آيد ، نه نيازى به موضوع يا ظرف و محلَّى دارد و نه فعّاليّتها و نمودهاى ذهنى مى توانند آن ٢ را محدود بسازند و نه در بوجود آمدنش در ذهن احتياجى به مشاهدهء نمونه [ در همان حال كه ٢ بعنوان يك حقيقت تجريد شده در ذهن نمودار مى گردد ] دارد .