ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٢ - ترجمهء خطبهء نود و يكم
برگرداند زمين دهان آبرا كه سنگين و پر موج بود ، بربست آب پس از آن همه سبكسريها و جست و خيزهايش بسكوت گرائيد و پس از آن همه مباهات و تبختر در جهشهايش بر زمين بيارميد پس از آنكه هيجان آب از زير اطراف زمين ساكن گشت خداوند سبحان كوههاى بسيار بلند و سر بفلك كشيده را بر دوشهاى زمين حمل فرمود آبهاى چشمه سارهاى از زمين برآمده را از بالاى بينىهاى زمين بجريان انداخت و آن آبها را در دشتها و پهنهء بيابانها و شكافهاى زمين پراكنده ساخت و حركات زمين را با سنگهاى سنگينش و بوسيلهء قلَّههاى مرتفع و بلند و از صخرههاى بزرگ آن تعديل فرمود در نتيجه زمين بجهت كوههاى جاى گرفته در قطعات سطح آن و بجهت فرو رفتن آن كوهها ، در شكافهاى بينى زمين و سوار شدن آن كوهها بر گردنهاى زمينهاى هموار و بلنديهاى [ يا اصول ] آن استقرار خود را دريافت خداوند تبارك و تعالى ميان فضا و زمين را باز و وسيع نمود و هوا را وسيلهء تنفّس براى ساكنان زمين قرار داد و اهل زمين را از نهانگاه زمين بر آورد و آنانرا با همهء وسائل زندگى در روى زمين قرار داد سپس خداوند سبحان سطوح بىآب و علف زمين را كه آبهاى چشمه - سارها به بلنديهاى آن سطوح نمى رسيد و جويبارهاى رودخانهها وسيله اى براى رسيدن به آن سطوح پيدا نمى كردند رها نفرمود و ابر نمودار براى آن سطوح مرتفع كه مردههاى آنها را احياء كند و گياهش را بروياند خلق كرد خداوند سبحان ابرها را پس از جدائى قطعاتش از يكديگر و اختلاف پارههاى لطيفش با همديگر جمع و تأليف فرمود .
تا آن گاه كه پارههاى ابرى در آن بحركت شديد در آمد و برق آن در طول امتداد اطرافش درخشيد و درخشش آن در ميان قطعات ابر سفيد و متراكمش خاموش نگشت خداوند متعال آن ابر را در حالى كه ريزان و قطعاتش بهم پيوسته بود فرستاد و در وضعى كه شاخههاى آن [ مانند خطوطى ]