ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٢ - احتمال دوم - انسان بىمعنى در جهانى بىمعنى
حقيقت اينست كه ممكن است شرائط خاصّى در مغز آدمى بوجود بيايد كه نه تنها معنائى در انسان و جهان مشاهده نكند ، بلكه حتّى در بديهىترين حقايق كه وجود خويشتن است ترديد نموده يا درصدد انكار آن برآيد مگر نيهيليستها باين بيمارى جان سوز مبتلا نيستند اجازه بدهيد : يك مثال بسيار روشن براى توضيح اين بيمارى متذكَّر شويم : يك متفكَّرى [ كه البتّه خودش اصرار دارد كه متفكَّر ناميده شود ] مى گويد : هيچ كسى قدرت اثبات اين قضيّه را ندارد كه دنيائى كه در آن زندگى ميكند پيش از يك دقيقهء گذشته وجود داشته باشد ، يعنى شما نمى توانيد اثبات كنيد كه دنيا دو دقيقهء پيش وجود داشته است ، زيرا اين احتمال هست كه جهان هستى با همهء موجوديّت فعلىاش يك دقيقهء پيش بوجود آمده است و پيش از آن وجود نداشته است ، يعنى همهء اين كهكشانها و زمين با اين كيفيّت و كمّيّتش و موجوداتش كه از آن جمله انسانهائى با حافظه اى كه مى گويد : جهان ديروز و پريروز و ميليونها سال و ميلياردها سال پيش از اين وجود داشته است ، در همين دقيقهء گذشته بوجود آمده است متأسّفانه اين مغالطه و سفسطه كه اگر جدّى گفته شده باشد ، قطعا كاشف از بيمارى مغزى و روانى است ، در بعضى از كتابهائى كه از فلسفه تقليد مى كنند ، ديده شده است .
با اين حال ، اگر به اين مغالطه كننده در آن حال كه مشغول مغالطه بافى بوده و با قيافهء فيلسوف مآبانه ، نفى جهان هستى را در پيش از يك دقيقه افاضه مى فرمودند چنين خبر مى دادند كه يك ماه گذشته بمبى در اتاق شما تنظيم شده است كه بايد پس از يك ماه منفجر گردد و امروز موقع انفجار آن است ، قطعا براى نجات جانش از آن مهلكه فورا قيافهء بيمارش كه با پرده اى از تفلسف و مغالطه بازى پوشيده شده بود ، از ترس و هراس دگرگون گشته چنان پا بفرار مى گذارد كه گوئى انفجار بمب را با چشمانش مشاهده ميكند .
پس اين كه بعضى از بازيگران ناخوانده به صحنهء معرفت بشرى ، خود را وارد صحنه نموده با ابراز شكّ و ترديد مى خواهند بگويند : « من هستم » پيش