ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٧ - هر كس كه از خدا مسألت بدارد ، عطايش خواهد فرمود
سرگذشت زندگى انبياء عظام و اوصياء و اولياء اللَّه است كه در نهايت شهامت و از خود گذشتگى و احساس قدرت در خويشتن وابسته به خدا ، بزرگترين و مؤثّرترين گامها را در راه قرار دادن بشريّت در مسير تكامل برداشتهاند .
٣ - بايد متوجّه شد كه مسألت از خداوند غير از تكليف معيّن كردن بآن ذات اقدس است ، آنچه كه عقل و وجدان در مى يابد و پيامبران الهى در رسالتهايشان آنرا ابلاغ فرمودهاند ، مسألت از خداوند است ، نه تعيين تكليف براى او . اگر شمارهء دوّم اين مبحث را درست مورد دقّت قرار بدهيم ، خواهيم ديد كه مسألت از خداوند سبحان همراه با حالت تسليم مطلق است ، چونان تسليم تابلوى بىاختيار در زير دست نقّاش چيره دست .
٤ - اگر انسان بتواند بآن وارستگى روحى نائل گردد كه دعا و مسألت از خداوند را يكى از حالات ارتباط با او تلقّى نمايد ، نه حالت طلبكارى و نه حالت درخواست نقض و وارد كردن اختلال در نظم و قانون هستى ، و همچنين احتياج و نيازى را كه موجب بروز حالت نيايش و مسألت براى وى گشته است ، در حقيقت از الطاف خفيّه خداوندى تلقّى كند كه موجب موفّقيّت بحالت روحانى نيايش و مسألت گشته است ، چنين انسانى مى تواند از برقرار كردن ارتباط با خدا بهرههاى ملكوتى بردارد .
٥ - استجابت دعا و مسألت با بر آورده شدن احتياج ، هجوم بر قوانين هستى با سيستم بسته نيست . اين اعتراض از مترلينگ و برخى ديگر است كه براى ردّ دعا و مسألت گفتهاند كه امكان پذير بودن استجابت مسألت ، منتهى به نقض قوانين هستى مى گردد . پاسخ اين اعتراض روشن است ، زيرا اوّلا سيستم طبيعت و قوانين آن ، براى ما انسانهاى طبيعت نشين و محاط با طبيعت نمايش سيستم بسته دارد ، چنانكه مولوى در ديوان شمس بآن اشاره ميكند :
< شعر > عالم چون آب جوست بسته نمايد و ليك مى رود و مى رسد نو نو اين از كجاست < / شعر >