ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٦ - هر كس كه از خدا مسألت بدارد ، عطايش خواهد فرمود
خود بياورد ) با متغيّرات ( موجودات عالم هستى كه در مجراى قانون علَّيّت در حركتند ) وجود ندارد و هيچ راهى جز اين ديده نمى شود كه تنها مشيّت الهى است كه موجب برقرارى ثابتها [ بنام قوانين ] با متغيّرها ميباشد . در مسألت از خداوند ، توجّه باين مسأله كه متذكَّر شديم همواره و از همه كس ساخته نيست ، و آنچه كه عموميّت دارد و موجب عنايات خداوندى در موقع مسألت از او مى گردد ، سقوط همهء اسباب و وسائل از علَّيّت مطلقه در نظر مسألت - كننده و دعا كننده ميباشد ، البتّه اين نكته بايد مورد دقّت قرار بگيرد كه آيا نخست آن حالت انقطاع از اسباب و وسائل در درون انسان بوجود مى آيد و سپس حالت مسألت و دعا ، يا قضيّه بالعكس است بهر حال ، چنانكه گفتيم : سقوط همهء اسباب و وسائل از علَّيّت مطلقه در نظر مسألت كننده يك امر حتمى است و عروض اين حالت نتيجهء قطعى بدنبال دارد ، يا بر آورده شدن احتياجى است كه مورد مسألت از خداوند است و يا بروز نوعى حالت انبساط روحى است كه لطف و عظمتش بالاتر از بر آورده شدن احتياج طبيعى ميباشد ٢ - حالت تسليم محض در موقع دعا و مسألت كه خود يكى از مختصّات بسيار روحانى آن حالت است . اين تسليم هر چه بيشتر همراه با آزادى بمعناى اختيار باشد ، بيشتر به رشد روحى كمك مى كند . بعضى از بىاطَّلاعها از عظمتهاى روحى انسان ، توصيه مى فرمايند كه تسليم محض شدن در مقابل جز خود هر چه و هر كه باشد ، نقص و بىلياقتى در زندگى است كه نمى گذارد انسان بر پاى خود بايستد اين وسوسهها ناشى از عدم درك معناى تسليم محض در برابر خداوندى است . اين تسليم به نفى موجوديّت خويشتن نمى انجامد ، زيرا رابطه ايست مثبت ما بين خدا كه قدرت بينهايت فقط از آن او است و انسان كه از همهء جهات محدود است و اين رابطه مانند رابطهء نيرو گيرى آنچه كه به نيرو نيازمند است از موجودى كه داراى نيرو است ميباشد و بهترين شاهد اين معنى كه تسليم محض بودن به خدا ، قدرت بزرگى در انسان به وجود مى آورد ،