توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٦ - اغراض مترتب بر حذف مفعول
[ بعد الابهام] و كلمه [ابتداءا] متعلق است به [توهّم].
و كلمه [ذدت] در شعر يعنى دفعت و سپس در دنبال [من تحامل حادث] مىگويد:
جمله (تحامل فلان علىّ) را وقتى مىگويند كه فلانى عدالت ننموده و سبيل ظلم را پيشه خود ساخته باشد بنابراين معناى عبارت مذكور اين است كه فلانى بر من عدالت نكرد بلكه مرا مورد ظلم قرار داد.
و كلمه [كم] در شعر خبريّه مىباشد و تميز آن [من تحامل] است و حضرات گفتهاند:
وقتى بين [كم خبريّه] و تميزش فعل متعدى فاصله شود لازمست كلمه [من] را بياورند تا اشتباه با مفعول نشود و محل [كم] نصب است تا مفعول [ذدت] باشد و برخى گفتهاند:
تميز آن محذوف است و تقدير كلام: كم مرّة بوده و [من] در [من تحامل] زائده است.
ولى در اين كلام مناقشه و نظر داريم زيرا از حذف تميز مستغنى بوده و داعى بر آن وجود دارد چنانچه وجهى را كه بيان نموديم ما را از زائده بودن [من] نيز مستغنى قرار مىدهد.
و كلمه [سورة ايّام] شدت و سختى روزگار باشد و لفظ [حززن] يعنى قطع نمود بريد گوشت را تا به استخوان رسيد، بنابراين مفعول يعنى [اللّحم] حذف شده و همانطورى كه مصنف گفته اگر [لحم] يعنى مفعول ذكر مىشد بسا قبل از ذكر كلمه ما بعد يعنى [الى اللّحم] چنين توهّم مىشد كه [حزّ] و قطع بانتها يعنى به استخوان نرسيده بلكه مقدارى از لحم را بريده از اينرو آن را حذف كردند تا اين توهّم دفع شود.