توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٧ - اغراض مترتب بر حذف مفعول
سپس در ذيل [و امّا لانّه اريد ذكره] مىگويد:
ضمير در [ذكره] به مفعول راجع است و بدنبال [ايقاع الفعل على صريح لفظه] مىافزايد:
نه بر ضميرى كه به آن عائد مىباشد و ضمير در [بوقوعه] بفعل و در [عليه] به مفعول راجع است.
بعد مىگويد:
حتى گويا متكلم راضى نبوده فعل را بر ضمير مفعول واقع سازد اگر چه ضمير كنايه از مفعول مىباشد.
و پس از آن در دنباله شعر مىگويد:
تقدير [قد طلبنا لك مثلا] مىباشد پس كلمه (مثلا) حذف شده زيرا اگر ذكر مىشد مناسب آن بود كه شاعر بعدا بگويد: فلم نجده، و در اين فرض غرض يعنى ايقاع عدم وجدان بر صريح لفظ [مثل] فوت ميشد.
و بعدا در دنباله [يجوز ان يكون السّبب] مىافزايد:
و يجوز ان يكون السبب فى حذف مفعول طلبنا الخ.
يعنى و ممكن است سبب در حذف مفعول (طلبنا) اين باشد كه شاعر خواسته مواجه شدن با ممدوح را درحاليكه مثلى براى او طلب كرده باشد را ترك نموده و بدين ترتيب در نشان دادن ادب از خود طريق مبالغه را پيموده بطوريكه گويا احتمال وجود مماثل با او را نداده تا طلبش كند چه آنكه عاقل طلب نمىكند مگر آنچه را كه احتمال وجودش را بدهد
شرح فارسى:
توضيح
قوله: كقوله و كم ذدت الخ: اين بيت از [بخترى] است كه در