توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨ - مقيد نمودن مسند فعلى
كلام تنها در خصوص تقييد فعل نيست بلكه فعل و آنچه بآن شبيه است از قبيل اسم فاعل و اسم مفعول و غير ايندو نيز مورد كلام و صحبت مىباشند.
و بهرتقدير مسند فعلى گاهى به مفعول مطلق و زمانى بمفعول به و در پارهاى اوقات به مفعولفيه و در بعضى ازمان بمفعولله و احيانا به مفعولمعه مقيد مىگردد همانطورى كه مفعول همچون حال و تمييز و استثناء را بسا بعنوان قيد براى مسند فعلى مىآورند.
البته معلوم باشد غرض از تقييد فعل به اشياء مزبور تربيت و ازدياد فائده مىباشد چه آنكه هرچه خصوصيات حكم افزوده گردد غرابت و بعدش به اذهان بيشتر شده و هرچه غرابت زيادتر گردد افادهاش فزونتر است و شاهد بر اين گفتار مثال ذيل است:
گاه باشد كه مىگوئيم:
شئ ما موجود يعنى شيئى در عالم وجود دارد.
اين حكم بملاحظه اينكه واجد خصوصيتى نيست به افهام و اذهان عامه مردم نزديك و مأنوس بوده و در اخبار به آن فائدهاى نصيب شونده نمىشود.
ولى اگر دائره حكم را با ذكر خصوصيات محدود كرده و بگوئيم:
فلان بن فلان حفظ التوراة سنة كذا فى بلد كذا يعنى فلانى پسر فلانى تورات را در سال كذائى و در شهر كذائى حفظ نموده است.
بخوبى حس مىكنيم كه حكم در اين مثال داراى غرابت بوده بطورى كه با ذهن همگان انس نداشته از اينرو پس از شنيدن چون مطلب جديدى را استماع مىكنند برايشان تازهگى داشته و استفاده بيشترى