توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢ - مفرد آوردن مسند
سپس شارح مىگويد:
تعبير به مسند سببى و فعلى از اصطلاحات صاحب مفتاح است چه آنكه وى در بخش نحو از كتاب مزبور وصف بحال خود موصوف همچون رجل كريم را وصف فعلى و صفتى را كه بحال خود موصوف نبوده بلكه براى سبب آن آورده شده همچون رجل كريم ابوه را وصف سببى خوانده و در علم معانى مسند در مثال زيد قام را مسند فعلى و در زيد قام ابوه مسند سببى نام گذارده و سپس ايندو را بنحوى تفسير نموده كه از صعوبت و اغلاق خالى نمىباشد از اينرو مصنف در بيان مسند سببى صرفا اكتفاء به ذكر مثال نموده و از هرگونه تفسير و توضيحى در پيرامون آن خوددارى كرده و گفته است:
شرح فارسى:
توضيح
قوله: فان قلت الخ: حاصل اشكال اينست كه:
مصنف علت مفرد بودن مسند را اين قرار داد كه:
اوّلا: مسند غير سببى بوده.
ثانيا: افاده تأكيد و تقوى نكند.
و به مقتضاى استحاله انفكاك علت از معلول مىبايد هرگاه اين دو معنا تحقق يافتند مسند مفرد باشد درحاليكه ميبينيم بسيار اتفاق افتاده كه مسند غير سببى بوده و مفيد تقوى نيست ولى معذلك آنرا جمله آوردهاند نه مفرد از جمله سه مثالى است كه ذكر شد چه آنكه در اين مثال چون متكلم قصدش حصر و تخصيص است از نيت تقوى خالى بوده لاجرم كلامش مفيد آن نيست و از طرف ديگر مسند در هرسه مثال غير سببى مىباشد