توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٧ - تنزيل معلوم بمنزله مجهول
بين بشريت و رسالت بودند و مخاطبين خود يعنى رسل را مقصور بر بشريت نمودند و از آن طرف مخاطبين نيز به مقصود بودن خود بر بشريّت اعتراف داشتند چه آنكه خودشان گفتند: ان نحن الّا بشر مثلكم ( ما فقط همچون شما بشر هستيم).
پس گويا در اين محاجه و برخوردى كه بين رسل و كفار صورت گرفت رسل شكست خورده و آخر الامر به انتفاء رسالت از خود اقرار و اعتراف كردند.
لذا مصنف بجواب از اين سئوال اشاره كرده و مىگويد:
و قول رسل كه گفتند: ان نحن الّا بشر مثلكم .
نه از باب تسليم خصم به اقرار به انتفاء رسالت از خويش باشد بلكه از قبيل مجارات خصم و تسليم شدن در مقابل بعضى از مقدمات استدلال او و سست نمودن عنان كلام بوده تا بدين ترتيب خصم را ذليل و منكوب بتوان نمود و اين معنا را ايشان از اينرو مرتكب شدند كه قصدشان اسكات خصم و الزام او بوده است پس گويا رسل چنين گفتند:
ادعائى كه شما در حق ما داشته و مىگوئيد ما صرفا بشر هستيم حق و درست است و ما آن را انكار نداريم ولى اين امر منافات ندارد بااينكه حقتعالى بر ما منت گذارده و رسول خودش قرار داده باشد از اينرو براى خود بشريّت را اثبات نمودند.
اما اثبات آن بطريق قصر جهتش آن است كه خواستند بر وفق كلام خصم سخن گفته باشند.
سپس شارح در ذيل [و كقولك] مىگويد:
اين عبارت معطوف است به [كقولك لصاحبك] و اين مثالست براى