توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٩ - امثله و شواهد آن
مىباشد لذا اين كلام كتابت را براى او ثابت و شاعر بودن را نفى ميكند.
٥- قصر تعيين كه از قبيل قصر موصوف بر صفت باشد مانند: ما زيد الا عالم، اين كلام را در مقابل مخاطبى مىگويند كه معتقد است يكى از دو نفر، زيد يا عمرو عالم مىباشند حال متكلم با اين كلام موصوف را بطور متعين بيان مىكند.
٦- قصر تعيين كه از قبيل قصر صفت بر موصوفا باشد مثل: ما عالم الا زيد، اين كلام را در مقابل مخاطبى گويند كه معتقد است يكى از دو صفت علم و كتابت براى زيد ثابت است حال متكلم با اين كلام صفت را بطور متعين بيان مىكند.
قوله: و قوله دون اخرى معناه متجاوزا الخ: يعنى كلمه [دون] در عبارت مصنف حال است يعنى درحاليكه از صفت ديگر تجاوز نموده باشد به اين معنا كه موصوف از صفت ديگر دور شده و آن برايش ثابت نگرديده.
قوله: اذا كان احطّ منه قليلا: ضمير در [كان] به [هذا] و در [منه] به [ذاك] راجع است و كلمه [احط] يعنى پستتر.
قوله: ثم استعير للتفاوت: ضمير نائب فاعلى در [استعير] به دون راجع است.
قوله: ثم اتسع فيه: ضمير در [فيه] به دون راجعست.
قوله: و لقائل ان يقول الخ: اين اعتراض و اشكالى است از شارح بتعريف مصنف كه حاصلش چنين است:
از عبارت: دون اخرى و دون آخر مصنف يكى از دو معنا را بايد اراده كرده باشد: