توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٧ - معرفه آوردن مسند
كه مثال اخير باعتبار تعريف عهد يا جنس مىباشد.
شارح گويد:
مقصود مصنف از [و اما تعريف تا آنجا كه ميگويد باحدى طرق التعريف] اينست كه:
زمانى كه مسند معرفه آورده شود البته واجب و لازم است مسنداليه نيز معرفه باشد زيرا در كلام عرب نمىتوان يافت كه مسنداليه نكره بوده و مسند معرفه باشد لذا در هرجمله خبريّه كه مسند معرفه آورده باشد مى بايد مسنداليه نير معرفه باشد و حاصل آنكه:
وقتى مسنداليه بيكى از طرق تعريف معرفه بود و مسند را همچون آن بواسطه يكى از انحاء تعريف معرفه آورديم غرض از آن (معرفه آوردن مسند) اينست كه بسامع حكم يا لازم حكم را از طريق معرفه بودن مسند بهمان طريق و نحوى كه مسنداليه نزدش معلوم و شناخته شده است اعطاء و افاده كنيم.
سپس در ذيل [بآخر مثله] مىگويد:
يعنى بمخاطب و سامع حكمى اعطاء شود كه آن را بر امر معلوم نزد وى حمل نموده باشيم و از خصوصيات حكم محمول اين باشد كه آن نيز مانند امر معلوم (موضوع و مسنداليه) بيكى از طرق تعريف براى مخاطب و سامع معلوم و شناخته شده باشد اعم از اينكه طريق و نحوه تعريف در هردو متحد بوده مانند: الراكب هو المنطلق، كه تعريف در [الرّاكب] و [المنطلق] بواسطه الف و لام مىباشد و يا مختلف و متفاوت آورده شود نظير: زيد هو المنطلق كه تعريف در [زيد] به واسطه علميّت و در [المنطلق] با الف و لام مىباشد.