مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٥٥ - س ١٠٥
و ٢ بار به سراغ محضردار مىرود يك بار به پسرش مىگويد و يك بار هم خودش كه من وكالت خود را از شما پس گرفتم. محضردار مىگويد پسرم به من گفته و اين براى من كفايت نمىكند و خود شما بايستى به من بگوئيد و گفته شما را من نشنيدهام و طلاق را خواندم خواهشمنديم مرقوم فرمائيد اين طلاق باطل است يا خير؟ ضمنا به عرض برسانيم كه محضردار به ميل خود طلاق را خلعى داده است.
ج
١٠٣- شرط در ابلاغ عزل وكالت حضور خود موكل نيست و اگر به واسطه هم ابلاغ نمايد طلاق بعد از آن صحيح نيست، و اگر موكل او را در طلاق رجعى وكيل نموده و وكيل طلاق خلعى خوانده طلاق باطل است چون وكالت در اين نحو طلاق نداشته است.
س ١٠٤
- اين جانب زنى را به عقد دائمى خود درآورده بودم بعد عيالم و خانواده آنها به زور مرا به محضر برده و مجبور به طلاق كردند كه رضايت قلبى نداشتم اما چون تصميم زدن داشتند به ظاهر گفتم طلاق مىدهم و قلبا رضايت به طلاق نداشتم حكمش را مرقوم فرمائيد.
ج
١٠٤- از قضيه شخصيه اطلاع ندارم به طور كلى اگر طلاق زوج اجبارى و از روى ترس با عدم تمايل قلبى بوده، باطل است و زوجيت كماكان بين زوجين باقى است ولى اگر بالاخره راضى بطلاق شده و اذن بطلاق داده باشد صحيح است.
س ١٠٥
- اين جانب به دستور پدرم اقدام به طلاق زوجه خود نمودم و در طلاق راضى نبودم و مكره بودم ولى از ترس پدرم نتوانستم به محضرى بگويم كه صيغه طلاق نخواند يعنى در وكالت دادن به محضرى هم مكره بودم پدرم هم در