مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١٣٠ - ج
ج
٢٥٦- با فرض شهادت عدلين قيم مىتواند با در نظر گرفتن مصلحت صغار در امور مالى آنها تصرف نمايد.
س ٢٥٧
- فرزند اين جانب در جبهه به شهادت رسيده و در وصيتنامه خود نوشته از بنياد شهيد هيچ گونه كمك و پول نپذيريد و ما طبق وصيت او عمل كردهايم ولى فعلا از طرف تربيت معلم براى ورثه او حقوقى در نظر گرفته شده است آيا گرفتن آن اشكال دارد يا خير؟
ج
٢٥٧- در صورت مفروضه، گرفتن حقوق او مانعى ندارد بگيريد و براى او هم خيرات كنيد خداوند او را غريق رحمت و به شما توفيق عنايت فرمايد.
س ٢٥٨
- شخصى زمينى داشته كه از سه طرف محصور بوده و فقط از يك طرف راه خروج داشته وصيت نموده كه قسمت عقب آن زمين براى زيد باشد و قسمت جلو آن براى عمرو باشد بنابراين زيد راه خروج ندارد آيا بر عمرو واجب است كه راه خروج به زيد بدهد يا نه؟
ج
٢٥٨- در فرض سؤال، اول بايد راه خروج براى زيد از تمام زمين تعيين نمايند، سپس آن را تقسيم نمايند.
س ٢٥٩
- شخصى وصيت كرده به اين عبارت كه: «كتابهايم را به اولاد پسرى خودم كه عالم باشد بدهيد.» پسر بلا واسطه آن شخص عالم است يعنى در حوزه علميه درس مىگويد، و پسر پسر او (نوه پسرى او) اهل علم و طلبه است و اشتغال به درس خارج دارد، در اين صورت كتابهاى آن مرحوم را بايد به پسر بلا واسطه آن موصى بدهند يا به پسر پسر او (نوه پسر مع الواسطه)؟
ج
٢٥٩- بعيد نيست كه اولاد پسرى شامل هر دو فرزند عالم بشود و لو يكى از