مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١١١ - س ٢١٩
ج
٢١٦- ادعاى بخشش، ادعاى بر ميت است و بايد طبق موازين شرعيه اثبات نمايد و الا مجرد دعوى اثر شرعى ندارد و با عدم اثبات آن تركه متوفى بايد بين ورثه او كما فرض اللّه تقسيم شود.
س ٢١٧
- اين جانبه همسرى داشتم كه به رحمت ايزدى پيوسته از آن مرحوم دو دختر و يك پسر بسنين ١٧، ١٦ و ١٣ ساله مىباشند كه سرپرستى آنها به عهده من كه مادرشان مىباشم خواهد بود. اكنون عدهاى مراجعه و اظهار مىدارند شخص متوفى بما بدهكار است و مطالبه دريافت آنها را دارند در اين مورد آيا مىتوان چنين وجوهى را از ماترك صغار پرداخت نمود يا خير؟
ج
٢١٧- نسبت به ديون متوفى چنانچه كبار ورثه يقين دارند كه بدهكار است چون صغير دارد بايد با اذن قيم صغار اگر دارند و اگر قيم ندارند با اذن حاكم شرع جامع الشرائط از اصل تركه ديون او را اداء نمايند و اگر يقين به بدهكارى او ندارند ادعاء بر ميت است و احتياج به اقامه بينه و قسم نزد حاكم شرع جامع الشرائط دارد.
س ٢١٨
- شخصى فوت نموده و وصيت هم نكرده زيد مدعى مقدارى پول است و مىگويد نزد متوفى امانت گذاشتهام همسر متوفى قبول كرده بفرمائيد در اين مورد وظيفه شرعى چيست؟
ج
٢١٨- در فرض سؤال زوجه كه اقرار دارد بايد حسب السهم خود وجه امانت را از سهم الارث خود به پردازد و نسبت به زائد بر آن كه ورثه قبول ندارند ادعاء بر ميت و محتاج به بينه و قسم است.
س ٢١٩
- شخصى در زمان حيات كليه اموال خود را با اختيار فسخ بين