مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١٠٦ - س ٢٠٩
س ٢٠٨
- ورثه بعد از فوت موصى اقرار كردند به متن وصيتنامه و نوشتند و امضا كردند ولى بعد از چهار ماه تقريبا كه گذشت آن چه كه نوشتند و اقرار كردند انكار كردند آيا مىتوانم از طريق قانونى اقدام كنم يا خير؟
ج
٢٠٨- مانعى ندارد.
س ٢٠٩
- شخصى عازم جبهه جنگ بوده و بنا به وظيفه شرعى خود شخصى را وصى خود قرار داده و چنين وصيت نموده بعد از فوت اين جانب از تمامى اموالم يك حج تمتع براى مادرم بگيرند و مابقى اموالم را به حساب جبهه واريز نمايند.
چندى بعد موصى به درجه شهادت نائل شده و مجلس ترحيمى به همين مناسبت منعقد گرديده بود و در همان جلسه وصى موصى رو به حاضرين جلسه كرده و مادر شهيد را مورد خطاب قرار داده كه فرزند تو شهيد شده و اين جانب را وصى خود قرار داده است و چنين وصيت نموده كه بعد از فوت از تمامى اموالم يك حج تمتع براى مادرم بگيرند و مابقى را به حساب جبهه واريز نمايند فقط! «وصى مىگويد من در همان جلسه در حضور تمامى حاضرين وصيت را قرائت نمودم و مادر متوفى متن وصيتنامه را قبول نمود و گفت بايد به وصيت عمل شود». «لكن مادر شهيد مىگويد: اولا من در آن جلسه ناآگاه به مسائل شرعى بودم و ثانيا جنازه دلخراش فرزندم را به رأى العين مشاهده كرده بودم و در سوگ پسرم عزادار بودم در چنين وضعى وصى وصيتنامه را قرائت نمود» و وصى آن مرحوم حكم خدا را به مادر شهيد صراحتا بيان و تفهيم ننموده كه بعد از فوت فرزند ماترك ميت مال مادر است و مادر مالك تمام اموال متوفى مىشود و مادر را از اين كه خرج كردن اموال و يا واريز كردن آن به حساب جبهه مشروط به اجازه مادر مىباشد مطلع نكرده است. سپس مادر شهيد از طريق علماى محل