مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١٠٨ - ج
س ٢١١
- شخصى وصيت كرده كه قرآن مرا فرزندم بخواند و هيچ كس حق فروختن آن را ندارد و بايد اولاد به اولاد در خانه بماند و از قريه خارج نشود و نوه موصى چون نمىتوانسته از آن استفاده كند به يك نفر اهل علم اهداء كرده و آن آقا پس از قبول در لاى قرآن وصيتنامه را ديده و به اهداءكننده تذكر داده و او جواب داده است كه مسأله را بپرسيد و طبق آن عمل كنيد.
ج
٢١١- در فرض سؤال قرآن مذكور را نبايد بفروشند و از محل خارج كنند البته ممكن است ارحام و اولاد مراتب بعد آن را بخوانند و هبه آن هم جائز نيست و بر خلاف وصيت است.
س ٢١٢
- شخصى وصيت نموده كه از ثلث خود يك باب مسجد در محلى كه مورد احتياج عموم مردم باشد ساخته شود و به نام خود آن مرحوم نامگذارى شود فعلا يك باب مسجدى كه در محلى مىباشد كه مورد احتياج عموم مىباشد توسط اشخاص خير مقدار مختصرى ساخته شده است ... بودجه و محلى براى اتمام ساختمان آن ندارند و نيمه كاره مانده مىخواهند واگذار نمايند و مخارجى كه نمودهاند دريافت نمايند ضمنا زمين آن هم موقوفه مىباشد و از اداره اوقاف محل اجاره نمودهاند كه بايستى اجاره آن هم به اداره اوقاف پرداخت شود چنانچه از نظر موقوفه بودن زمين و ساختمان نيمه كاره آن اشكالى ندارد و اجازه مىفرمائيد اقدام شود.
ج
٢١٢- ظاهر وصيت منصرف از اين گونه موارد است و براى انجام آن بايد مسجد مستقلى به نام آن مرحوم ساخته شود و علاوه مخارجى را كه مؤمنين براى مسجد نمودهاند قابل پرداخت وجه آن و واگذارى بنا نيست خداوند همه را از وساوس شيطانى حفظ فرمايد.