مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٤٢٩ - ج
ضمن عقد شرط نشده كه موجر حق اضافه كردن اجاره را داشته باشد؛ آيا با توجه به عدم شرط در عقد، مستأجر شرعا موظف به پرداخت اجاره بيشتر مىباشد يا خير؟ مضافا بر اين كه اگر موجر در ابتدا چنين شرطى مىكرد مستأجر حاضر به خريد سرقفلى نمىشد.
ج
٨٦٨- در فرض سؤال بعد از انقضاء مدت اجاره اختيار تعيين مال الاجاره نسبت به بعد با خود مالك است اعم از زياد و نقيصه و بدون رضايت مالك مستأجر حق بقاء ندارد.
س ٨٦٩
- ملكى موقوفه را از سالهاى سال قبل اجاره و متصرف و در آن به كسب اشتغال دارم و مبالغ كلى تا كنون بدفعات صرف تعميرات آن نموده و سه بار نيز به موجرين و توليت وقف سرقفلى پرداخت و رسيد عادى از توليت موجود است و همواره در خلال رابطه استيجارى، حقوق موقوفه را شرعا منظور داشته و بر اساس نظر توليت و اوقاف عمل نمودهام. به علت عدم آشنائى بموازين قانونى و سواد كافى سند رسمى اجاره بنا به ميل و خواسته اوقاف به طور فرمولى و در تمام اسناد اجاره مشابه و يك طرفه تقرير ميگرديده بدون تفهيم شروط توسط سر دفتر در سند قيد نمودهاند كه مستأجر حق مطالبه سرقفلى را از موجر ندارد. با توضيح اين كه سند اجاره بنا بتقاضا و درخواست مستأجر قابل تجديد بوده است. آيا با وجود رسيد عادى دائر به پرداخت سرقفلى و شرط مذكور آيا شرعا اوقاف مىتواند خواهان تخليه ملك مورد اجاره بدون در نظر گرفتن حقوق حقه مستأجر در اين رابطه گردد يا خير؟
ج
٨٦٩- در فرض سؤال بعد از انقضاء مدت اجاره مؤجر يا متولى حق مطالبه تخليه را دارد و سرقفلى متداول امروزى به نظر حقير صورت شرع ندارد بلى اگر