مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٤٣ - ج
است) آيا حاكم مىتواند اجازه طلاق براى وى صادر نمايد يا خير؟ و بر فرض جواز اجازه طلاق آيا نوع طلاق مذكور رجعى مىباشد و يا بائن؟
ج
٧٧- جواز الزام زوج بر طلاق به عنوان حرجى بودن زندگى زوجه با زوج در صورتى كه زوج قادر بر رفع حرج نباشد مشكل است و در مسأله دوم در موردى كه حاكم شرع جامع الشرائط زوج را مكلف به معاشرت به معروف يا تسريح به احسان نمايد و زوج امتناع كند و حاكم ولاية زوجه را طلاق دهد طلاق بائن است و زوج حق رجوع ندارد.
س ٧٨
- بعضى از آقايان كه از مراجع عظام اجازات امور حسبيه دارند در نزاع بين زن و شوهر بدون تحقيقات شرعى و بدون سعي در مصالحه فى ما بين شوهر و زن قبل از استجازه از مراجع، با اين كه زوج راضى به اين طلاق نمىباشد اجراى طلاق مىنمايند بفرمائيد اين گونه طلاقها صحيح است يا خير؟
ج
٧٨- به طور كلى امر طلاق با زوج است و بدون رضايت و اذن صريح زوج، طلاق صحيح نيست مگر در موارد خاصى كه در كتب فقهيه مسطور است كه به مجتهد جامع الشرائط يا مأذون از قبل او و روى حكم و مصالحى مراجعه مىشود و در مرحله اول بايد زوج را نصيحت نموده و به يكى از دو امر توصيه كند يا امساك به معروف يا تسريح به احسان، اگر مفيد واقع نشد در مرحله دوم او را بر يكى از اين دو امر اجبار مىكند اگر اثر نكرد و تمرد نمود، در مرحله سوم خود اقدام بر طلاق مىنمايد و در اين صورت رضايت زوج شرط نيست و طلاق صحيح است و پس از طلاق و انقضاء عده زوجه مىتواند با ديگرى ازدواج نمايد ولى اگر مأذون از قبل حاكم شرع جامع الشرائط رعايت جهات مذكوره را ننمايد بر خلاف وكالت و اذن عمل كرده و عملش اثر شرعى ندارد.