مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١١٨ - س ٢٣٣
ج
٢٣١- در فرض مذكور كه تعيين محل برداشت دو هزار تومان را موصى در مال مخصوص ننموده فروش ملك محتاج به اذن تمام ورثه بوده و هر يك از ورثه معامله را قبل از امضاء رد كنند معامله نسبت به سهم او باطل است ولى بايد سهم خود را از دو هزار تومان به وصى بدهد و در نزاع موضوعى مرافعه شرعيه لازم است.
س ٢٣٢
- شخصى توسط دولت ماركسيستى كابل دستگير مىشود بستگان او پس از يقين به مرگش وصيتنامهاى از او پيدا مىكنند كه يكى از علماى منطقه را وصى و فرزند بزرگش را ناظر بر اجراى وصيتنامه قرار داده و در اين وصيتنامه مصرف مبلغ مشخصى را در جاهاى معين وصيت كرده ولى چون وصى در خارج از كشور بوده و دسترسى به او ممكن نبوده ناظر در غياب وصى به توصيه يكى از علماى منطقه اقدام به اجراى وصيتنامه مىكند بعد از اجراى وصيتنامه و اطلاع وصى از مصرف مبلغ مذكور، اجراى وصيت را قبول نمىكند با اين استدلال كه پول بايد به دست وصى مصرف شود و عالم ديگرى كه دستور به اجراى وصيتنامه را داده بود نيز چنين استدلال داشتهاند كه مورد مصرف پول كاملا مشخص است و نياز الزامى به حضور وصى نيست. آيا شرعا اجراى وصيتنامه بدون حضور وصى و رضايت او مجزى هست يا خير؟
ج
٢٣٢- در فرض سؤال اگر در غيبت وصى با اذن وكيل مجتهد جامع الشرائط ناظر اقدام به عمل به وصيت نموده مجزى است و اجازه وكيل و عمل ناظر محمول به صحت است و نياز به تجديد ندارد.
س ٢٣٣
- شخصى فوت نموده و يك نفر را وصى خود قرار داده است و داراى وصيتنامه رسمى است براى ثلث مصارفى معين نموده سواى نماز و روزه بقيه