مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٢١٣ - ج
ج
٤٣٣- فتوكپى وصيتنامه ملاحظه شد، آن چه از عبارت آن استفاده مىشود اين است كه موصى مخير ساخته است بين فروش مورد ثلث و حبس آن، و چون مواد مذكوره در وصيتنامه واجب فورى است و تأخير آن جائز نمىباشد، لذا بايد مورد ثلث را بفروشند و فورا به مصارف مذكوره برسانند و زياده را به مصرف تأسيسات عام المنفعه برسانند.
س ٤٣٤
- موصيهاى وصيت نموده و دكانى را به مدت بيست سال، ثلث قرار داده و از منافع آن مصارفى را خواسته، و نيز وصيت كرده كه بعد از گذشتن بيست سال، دكان را دو وصى با استصواب دو مستصوب و يك ناظر فروخته (صرف تعمير مساجد و زيلوى مساجد يعنى در امور خيريه كه دو وصى به صواب ديد مستصوبين صلاح بدانند صرف و خرج نمايند) و مدت بيست سال گذشته و دو وصى و يكى از دو مستصوب بعد از فوت موصيه، فى الجمله عمل به وصيت فوت نمودهاند و ناظر در زمان حيات موصيه از دنيا رفته و آن مرحومه عند الفوت بلا وارث بوده و فعلا از دو وصى و دو مستصوب فقط يكى از دو مستصوب باقى مىباشد. تكليف اين مستصوب راجع به ثلث مزبور و دو ثلث ديگر چيست؟
ج
٤٣٤- در فرض سؤال كه ناظر در زمان حيات موصيه فوت كرده و موصيه ناظر ديگرى به جاى او معين نكرده، در عمل به وصيت احتياج به ناظر نيست و يك نفر مأذون از طرف حاكم شرع جامع الشرائط با مستصوبى كه در قيد حيات است، در عمل به بقيه موارد وصيت كافى است. و نسبت به دو ثلث تركه چون امام عليه السلام وارث من لا وارث له است، بايد در اختيار مجتهد جامع الشرائط قرار بگيرد تا به هر نحو صلاح بداند به مصرف برساند.