مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١٥ - س ٢٣
چك طويل المدت كه روى آن قيد صداق نموده تسليم زن مىنمايد و طلاق رجعيا جارى مىشود، آيا اين طلاق رجعى واقعى است يا خير؟
ب- زوج بعد از انقضاء عده براى ابطال عقدنامه رسمى حاضر مىشود ولى از امضاى طلاق رجعى خوددارى مىكند و مىگويد آن وجه نقد و نسيه را به عنوان هبه دادهام، زوجه از طرفى خود را مطلقه مىداند از طرفى در قيد سند محضرى است، ناچار بذل مهر مىكند و طلاق مجدد خلعا جارى مىشود، در صورت بطلان طلاق اول طلاق دوم صحيح است يا خير؟
ج
٢١- الف- در فرض سؤال، طلاق مذكور رجعيا واقع شده و صحيح است.
ب- در مورد سؤال، طلاق دوم بىمورد است و زوجه مهريه خود را طلب كار است.
س ٢٢
- زوجه مطلقه بعد از طلاق رجعى چون سليطه است، زوج قصد دارد اگر دست از زبانش بردارد، رجوع كند و در ضمن نگاه به دست و پاى ايشان نموده است، چون دست از زبانش برنداشت قصد رجوع نكرده و عده گذشت، آيا اين اندازه قصد مصداق رجوع پيدا مىكند يا خير؟
ج
٢٢- در فرض سؤال قصد مذكور رجوع محسوب نمىشود و بعد از عده اگر بخواهد با او ازدواج كند احتياج به عقد جديد دارد.
مسائل رجوع در عدّه
س ٢٣
- زوج مريض، زوجه خود را در حال مرض مطلقه نموده و بعد از طلاق دوباره آن زن را به عقد انقطاعى بزوجيت خود در آورده بفرمائيد در اين فرض چنانچه زوج مريض قبل از انقضاء يك سال از موقع وقوع طلاق فوت