مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١٢٠ - س ٢٣٧
بودهاند فعلا از پرداخت وجوه بدهكارى متوفى سرباز مىزنند در اين باره تكليف وكيل چيست آيا مىتواند از طريق حاكم شرع به نمايندگى حضرت عالى بدهكارى مديون را وصول نمايد يا خير؟
ج
٢٣٥- در فرض سؤال اگر منظور از وكالت مزبوره وكالت در حال حيات موكل بوده وكالت به موت موكل باطل مىشود و بعد از موت موكل حق دخالت در امور او را ندارد و اگر منظور وكالت بعد از موت بوده حكم وصى را دارد و بايد در امور محوله به هر نحو كه مقتضى باشد اقدام نمايد.
س ٢٣٦
- مرحومهاى دو فرزند بزرگ خود را در وصيتنامه شرعى قيم خود قرار داده ولى دو فرزند بزرگ به عناوينى كه خود آنها مىدانند از انجام وظيفه شرعى خوددارى مىنمايند مستدعى است در مورد وظيفه آنها و يا واگذارى به فرزند كوچكتر نظريه خود را اعلام فرمائيد.
ج
٢٣٦- به طور كلى قيم يا وصى بعد از قبول قيمومت و وصايت بعد از موت موصى نمىتواند خود را عزل كند يا رد نمايد ولى در اعمالى كه مباشرت وصى شرط نشده مىتوانند وكيل بگيرند و هم چنين اگر نمىدانستهاند كه پدرشان آنها را وصى قرار داده و بعد از موت فهميدند بازهم نمىتوانند از عمل خوددارى كنند.
س ٢٣٧
- زيدى وصيت كرده كه بعد از فوت او ثلث مالش را به خادم مسجد بدهند تا در مسجد صرف شود پس از فوت موصى معلوم شده كه آن خادم در ثلث خيانت كرده چند نفر از وراث اعتراض دارند و مىگويند خيانت كرده و او را امين نمىدانيم خودمان ثلث را بر طبق وصيت به مصرف مىرسانيم آيا خادم مسجد مىتواند در اين مورد ادعائى بنمايد؟