مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٤٢ - س ٧٧
ازدواج كند او هم يقين به موت زوج داشته باشد يا از اصل قضيه كاملا بىاطلاع باشد و همين قدر كه زوجه بگويد بىمانع هستم كافى است و اگر يقين به موت زوج نداشته باشد بايد صبر كند تا از موت و حيات او قطعا خبرى برسد مگر اين كه جوان باشد و صبر كردن براى او مشقت داشته باشد و در معرض خطر نيز باشد كه در اين صورت به حاكم شرع جامع الشرائط رجوع كند تا حاكم او را طلاق بدهد و پس از انقضاى عده وفات ازدواج او بلا مانع خواهد بود.
س ٧٦
- مردى زنش را در افغانستان به مدت ده سال بلا تكليف رها كرده و خودش آمده ايران و در ايران زن ديگرى گرفته و بعد از گذشت مدت ده سال زن قبلىاش همراه پدر و مادر خود مىآيد ايران نزد شوهرش، شوهر نه حاضر است او را طلاق بدهد و نه با او زندگى كند و نه نفقه دهسالهاش را بپردازد در حالى كه دادگاه ايران، شوهر را محكوم به پرداخت نفقه دهساله نموده است.
لطف نموده بيان فرمائيد كه آيا زن حق دارد از نظر شرعى كه نفقه دهساله خود را از شوهرش بگيرد يا خير؟ و ديگر اين كه اگر شوهر نه او را طلاق داده و نه با او زندگى كند و كما فى السابق او را بلا تكليف رها كند. حاكم شرع مىتواند طلاق او را جارى كند يا خير؟
ج
٧٦- بلى در فرض سؤال زوجه حق نفقه زمانى را كه زوج باو نفقه نداده دارد ده سال باشد يا بيشتر يا كمتر، و در صورتى كه اجبار به معاشرت به معروف يا طلاق ممكن نباشد حاكم شرع مىتواند زوجه را مطلقه نمايد.
س ٧٧
- در مورد طلاق حرجى كه از سوى زوجه تقاضا شده است و زوج هم موافقت ندارد و نيز مورد از مواردى نيست كه زوج از احد الامرين، يعنى طلاق و يا پرداخت نفقه امتناع نموده باشد، بلكه از مواردى مىباشد كه زندگى براى زوجه غير قابل تحمل است (و باصطلاح مشقت غير قابل تحمل براى زوجه