مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٢٧٩ - ج
ناچار وجهى را كه بابت ثمن دريافت كرده بود مىبرد پيش مشترى كه باو برگرداند مشترى قبول نكرده است بايع به مشترى گفته اگر تا دو ماه ديگر حاضر نشوى براى تصفيه حساب معامله فسخ خواهد بود و اگر مغازه را پس ندهى بايد اجارهاش را هم پرداخت كنى مشترى به هيچ يك از اين پيشنهادها توجهى نكرده اكنون كه مغازه ترقى كرده ادعا مىكند كه من مغازه را خريدهام حاضر شويد برويم محضر اينك استدعا مىشود از محضر انور مرقوم فرماييد با اين شرايط آيا مشترى حقى دارد يا معامله فسخ است و مال بايع مىباشد؟
ج
٥٦٩- در مورد سؤال كه فرض شده، هفت سال قبل زيد مغازه را به عمرو فروخته و مبلغى هم از ثمن پرداخت نموده، معلوم مىشود معامله انجام شده، نهايت اين كه مشترى در اداى بقيه ثمن مسامحه نموده، مسامحه در اداى بقيه ثمن مجوز فسخ معامله از طرف بايع نيست مگر آن كه موقع معامله، شرط خيار نموده باشند.
س ٥٧٠
- شخصى فوت كرده و از او مالى و ملكى باقى مانده است ورثه او جمع مىشوند و همگى حصههاى خود را بيكى از خودشان به صورت قولنامهاى مىفروشند به شرط اين كه سهماهه، پول و ثمن را به آنها بدهد خريدار پس از قولنامه زمين مشغول به ساختن آن مىشود وقت پرداخت پول به فروشندگان مىرسد مشترى نمىتواند به پردازد و چند ماهى تأخير مىافتد بعضى از فروشندگان هم مىگويند حالا ديگر نمىفروشيم مال خودمان باشد مورد سؤال اين است كه خريدار ملك را ساخته تصرفات او در اين ملك چه صورتى دارد ملك ساخته شده دست مشترى است و بعضى از ورثه هم از قبول ثمن حصه خود امتناع دارند.
ج
٥٧٠- در فرض سؤال فروشندگان با تخلف خريدار از اداى قيمت تا رأس