تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٢ - تفسير غوغاى سامرى!
سخن سامرى است، مىخواهد بگويد: موسى فراموش كرده است كه اين گوساله خداى شما است، همه اينها مخالف ظاهر آيه است، ظاهر همان است كه در بالا گفتيم كه منظور اين است سامرى عهد و پيمانش را با موسى و خداى موسى به دست فراموشى سپرد و راه بتپرستى پيش گرفت.
يك معبود واقعى حد اقل بايد بتواند سؤالات بندگانش را پاسخ گويد آيا تنها شنيده شدن صداى گوساله از اين مجسمه طلايى، صدايى كه هيچ اراده و اختيارى در آن احساس نمىشد مىتواند دليل پرستش باشد.
و به فرض كه پاسخ سخنان آنها را هم بدهد، تازه موجودى مىشود همچون يك انسان ناتوان كه مالك سود و زيان ديگرى و حتى خودش نيست آيا با اين حال مىتواند معبود باشد؟! كدام عقل اجازه مىدهد كه انسان يك مجسمه بىجان را كه گاهگاه صدايى نامفهوم از آن برمىخيزد پرستش كند و در برابرش سر تعظيم فرود آورد؟
" هارون قبل از آمدن موسى از ميعادگاه به بنى اسرائيل اين سخن را گفته بود كه شما مورد آزمايش سختى قرار گرفتهايد" فريب نخوريد و از راه توحيد