تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨١ - برهان تمانع
برهان تمانع
دليلى كه براى توحيد و نفى آلهه در آيه فوق، آمده است، در عين سادگى و روشنى، يكى از براهين دقيق فلسفى در اين زمينه است كه دانشمندان از آن، به عنوان" برهان تمانع" ياد مىكنند، خلاصه اين برهان را چنين مىتوان بيان كرد:
ما بدون شك نظام واحدى را در اين جهان حكمفرما مىبينيم، نظامى كه در همه جهات هماهنگ است، قوانينش ثابت و در آسمان و زمين جارى است، برنامههايش با هم منطبق، و اجزايش متناسب است.
اين هماهنگى قوانين و نظامات آفرينش از اين حكايت مىكند كه از مبدء واحدى سرچشمه گرفته است چرا كه اگر مبدءها متعدد بود و ارادهها مختلف، اين هماهنگى هرگز وجود نداشت و همان چيزى كه قرآن از آن تعبير به" فساد" مىكند در عالم به وضوح ديده مىشد.
ما اگر كمى اهل تحقيق و مطالعه باشيم، از بررسى يك كتاب به خوبى مىتوانيم بفهميم آن را يك نفر نوشته يا چند نفر؟ كتابى كه تاليف يك نفر است، هماهنگى و انسجام مخصوص در ميان عبارات، جملهبنديها، تعبيرات مختلف، كنايات و اشارات، عناوين و تيترها، طرز ورود و خروج در بحثها، خلاصه تمام قسمتهايش يكپارچه و همصدا است چرا كه زائيده يك فكر و تراوش يك قلم است.
اما اگر دو يا چند نفر- هر چند همه دانشمند باشند و صميمى و داراى روح همكارى نزديك- هر كدام تاليف بخشى از آن را بر عهده گيرد، باز در اعماق عبارات و الفاظ، طرز بحثها، آثار اين دوگانگى و چندگانگى نمايان است.
دليل آن هم روشن است، زيرا دو نفر هر قدر همفكر و هم سليقه باشند بالآخره دو نفرند، اگر همه چيز آنها يكى بود، يك نفر مىشدند، بنا بر اين بطور قطع بايد تفاوتهايى داشته باشند تا بتوانند دو نفر باشند و اين تفاوت سرانجام كار