تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٣ - معنى" ندى" و" نادى"
[معنى" ندى" و" نادى"]
" ندى" در اصل از" ندى" به معنى رطوبت گرفته شده است، و سپس به معنى افراد فصيح و سخنگو آمده.
چرا كه يكى از شرائط قدرت بر تكلم داشتن آب دهان به قدر كافى است و از آن پس" ندا" به معنى مجالست و سخن گفتن، و حتى مجلسى را كه جمعى در آن براى انس جمع مىشوند يا به مشورت مىنشينند" نادى" گفته مىشود، و" دار الندوه" كه محلى بود در مكه و سران در آنجا جمع مىشدند و مشورت مىكردند از همين معنى گرفته شده است.
ضمنا از سخاوت و بذل و بخشش گاه به" ندى" تعبير مىكنند [١] و آيه فوق ممكن است اشاره به همه اينها باشد، يعنى مجلس انس ما از شما زيباتر و پول و ثروت و زرق و برق و لباسمان جالبتر، و سخنان و اشعار فصيح و بليغمان بهتر و رساتر است!.
زرق و برق دنيا آن چنان ناپايدار است كه با نسيم مختصرى نه تنها دفترش به هم مىخورد بلكه گاهى طومارش درهم پيچيده مىشود.
[١] مفردات راغب ماده" ندى".
[٢]" اثاث" به معنى متاع و زينت دنيا است، و" رئى" به معنى هيئت و منظر است.