تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨ - تفسير عصاى موسى و يد بيضا
و از آنجا كه مايل بود سخنش را با محبوب خود كه براى نخستين بار در را به روى او گشوده است ادامه دهد، و نيز از آنجا كه شايد فكر مىكرد تنها گفتن اين عصاى من است كافى نباشد، بلكه منظور بازگو كردن آثار و فوائد آنست، اضافه كرد:" من بر آن تكيه مىكنم (أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها).
" و برگ درختان را با آن براى گوسفندانم فرو مىريزم" (وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي). [١] علاوه بر اين فوائد و نتايج ديگرى نيز در آن دارم" (وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى). [٢] البته پيدا است، عصا براى صاحبان آن چه فوائدى دارد، گاهى از آن به عنوان يك وسيله دفاعى در مقابل حيوانات موذى و دشمنان استفاده مىكنند، گاهى در بيابان سايبان به توسط آن مىسازند، گاه ظرف به آن بسته و از نهر عميق آب مىكشند.
به هر حال موسى در تعجب عميقى فرو رفته بود كه در اين محضر بزرگ اين چه سؤالى است و من چه جوابى دارم مىگويم، آن فرمانهاى قبل چه بود؟
و اين استفهام براى چيست؟
[١]" اهش" از ماده" هش" (بفتح هاء) به معنى زدن بر برگ درختان و ريختن آن است.
[٢]" مارب" جمع" ماربه" به معنى حاجت و نياز و مقصد است.