تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤ - يك نكته مهم تاريخى پيرامون نخستين هجرت
بود براى مسلمانان و شايد پس از قوت و قدرت به مكه باز گردند و مشكلات عظيمى براى آنها فراهم سازند.
پس از مشورت قرارشان بر اين شد كه دو نفر از مردان فعال قريش را انتخاب كرده به سوى" نجاشى" بفرستند، تا خطرات وجود مسلمانان را در آنجا براى نجاشى تشريح كنند، و آنها را از اين سرزمين مطمئن و آرام بيرون نمايند.
" عمرو بن عاص" و" عبد اللَّه ابن ابى ربيعه" را با هداياى فراوانى براى نجاشى و فرماندهان بزرگ لشكر او به آنجا گسيل داشتند.
" ام سلمه" همسر پيامبر ص مىگويد: هنگامى كه ما وارد سرزمين حبشه شديم با حسن رفتار نجاشى روبرو گشتيم، هيچ محدوديت مذهبى نداشتيم، كسى ما را آزار نمىكرد اما قريش پس از آگاهى از اين مساله و فرستادن دو نفر با هداياى فراوان به آنها دستور داده بودند كه پيش از ملاقات با شخص نجاشى با فرماندهان بزرگ ملاقات كرده و هداياى آنها را به آنها بدهند، سپس هداياى نجاشى را به او تقديم دارند و تقاضا كنند كه مسلمين را بىآنكه سخنى با آنها گفته شود به آنان تسليم كنند! آنها اين برنامه را با دقت اجراء كردند و به فرماندهان نجاشى قبلا چنين گفتند: گروهى از جوانان ابله به سرزمين شما پناهنده شدند اينها از دين و آئين خود فاصله گرفته و در دين شما هم وارد نشدهاند دين تازهاى بدعت گزاردهاند كه براى ما و شما ناشناخته است.
اشراف قريش ما را به حضور شما فرستادهاند تا شر آنها را از اين كشور كوتاه كنيم و به سوى قوم خودشان باز گردانيم.
آنها از فرماندهان قول گرفتند كه هر گاه نجاشى با آنها مشورت كند آنها اين نظريه را تاييد كنند و بگويند قوم آنها از وضع آنها آگاهترند.
سپس آنها به حضور نجاشى بار يافتند و كلمات فريبنده خود را گفتند.