تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١ - يحيى پيامبر وارسته الهى
كه مسيحيان به فرزندان خويش مىدهند و معتقدند او را از گناه پاك مىكند) و هنگامى كه مسيح اظهار نبوت كرده، يحيى به او ايمان آورد.
بدون شك يحيى كتاب آسمانى ويژهاى نداشت و اينكه در آيات بعد مىخوانيم يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ" اى يحيى كتاب را با قوت بگير" اشاره به" تورات" كتاب حضرت موسى است.
البته عدهاى پيرو يحيى هستند و كتابى را هم به او نسبت مىدهند، و شايد" صابئين موحد" پيروان يحيى باشند. [١] حضرت يحيى و حضرت مسيح، قدر مشتركهايى داشتند، زهد فوق العاده ترك ازدواج به عللى كه گفته شد، و تولد اعجازآميز و همچنين نسب بسيار نزديك.
از روايات اسلامى استفاده مىشود كه امام حسين ع و يحيى نيز جهات مشتركى داشتند لذا از امام على بن الحسين زين العابدين ع چنين نقل شده كه فرمود:
خرجنا مع الحسين بن على (ع) فما نزل منزلا و لا رحل منه الا ذكر يحيى بن زكريا و قتله، و قال و من هو ان الدنيا على اللَّه ان رأس يحيى بن زكريا اهدى الى بغى من بغايا بنى اسرائيل:
" ما همراه امام حسين ع (به سوى كربلا) بيرون آمديم، امام در هر منزلى نزول مىفرمود و يا از آن كوچ مىكرد ياد يحيى و قتل او مىنمود و مىفرمود: در بى ارزشى دنيا نزد خدا همين بس كه سر يحيى بن زكريا را به عنوان هديه به سوى فرد بىعفتى از بىعفتهاى بنى اسرائيل بردند. [٢] شهادت امام حسين ع نيز از جهاتى همانند شهادت يحيى ع بود (كيفيت قتل يحيى را بعدا شرح خواهيم داد).
و نيز نام حسين ع همچون نام يحيى ع بيسابقه بود و مدت حمل آنها
[١] اعلام قرآن صفحه ٦٦٧
[٢] نور الثقلين جلد ٣ صفحه ٣٢٤