تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٣ - ٣- حكومت صالحان يك قانون آفرينش است
شايد از ميان چند ميليارد سلول مغز او، تنها چند سلول ارتباطى كه گذشته را با حال پيوند مىداده، از كار افتاده است، ولى همين بهم خوردن تنظيم جزئى چه اثر وحشتناكى به بار آورد؟! آيا جامعه انسانى مىتواند با انتخاب" لا نظام" و هرج و مرج و ظلم و ستم و نابسامانى و ناهنجارى خود را از مسير رودخانه عظيم جهان آفرينش كه همه در آن با برنامه منظم پيش مىروند كنار بكشد؟! آيا مشاهده وضع عمومى جهان ما را به اين فكر نمىاندازد كه بشريت نيز خواه ناخواه بايد در برابر نظام عالم هستى سر فرود آرد و قوانين منظم و عادلانهاى را بپذيرد، به مسير اصلى بازگردد، و همرنگ اين نظام شود؟! نظرى به ساختمان دستگاههاى گوناگون و پيچيده بدن هر انسان كه مىافكنيم! از قلب و مغز گرفته تا چشم و گوش و زبان و حتى يك پياز مو، مىبينيم همه آنها تابع قوانين و نظم و حسابى هستند، با اينحال چگونه جامعه بشريت بدون پيروى از ضوابط و مقررات و نظام صحيح عادلانه مىتواند برقرار بماند؟
ما خواهان بقاى بشريت هستيم و براى آن تلاش مىكنيم منتها هنوز سطح آگاهى اجتماع ما به آن حد نرسيده كه بدانيم ادامه راه كنونى منتهى به فنا و نابودى ما مىشود، ولى كمكم بر سر عقل مىآئيم و اين درك و رشد فكرى براى ما حاصل مىگردد.
ما خواهان منافع خويشتن هستيم، ولى هنوز نمىدانيم كه ادامه وضع فعلى منافع ما را بر باد مىدهد، اما تدريجا ارقام و آمار زنده و گويا را مثلا در مورد مسابقه تسليحاتى در برابر چشممان مىگذاريم و مىبينيم چگونه نيمى از فعالترين نيروهاى فكرى و جسمانى جوامع جهان و نيمى از ثروتها و سرمايههاى بزرگ در اين راه به هدر مىرود نه تنها به هدر مىرود بلكه در مسير نابود كردن نيم دوم به كار مىافتد!