تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٦ - تفسير هجرت ابراهيم از سرزمين بت پرستان
براى آنها كه آمادگى و شايستگى دارند).
سومين و چهارمين و پنجمين موهبت و ويژگى آنها اين بود كه" ما به آنها انجام كار خير را وحى كرديم و همچنين برپا داشتن نماز و اداى زكات" (وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ).
اين وحى مىتواند وحى تشريعى بوده باشد، يعنى ما انواع كارهاى خير و اداى نماز و اعطاى زكات را در برنامههاى دينى آنها گنجانيديم: و نيز مىتواند وحى تكوينى باشد، يعنى به آنها توفيق و توان و جاذبه معنوى براى انجام اين امور بخشيديم.
البته هيچيك از اين امور جنبه اجبارى و اضطرارى ندارد بلكه تنها آمادگيها و زمينهها است كه بدون اراده و خواست خود آنها هرگز به نتيجه نمىرسد.
ذكر" اقامه صلاة و اداء زكات" بعد از" فعل خيرات": به خاطر اهميت اين دو برنامه است كه نخست بطور عام در جمله" وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ" و بعد به طور خاص بيان شده است.
و در آخرين فراز به مقام" عبوديت" آنها اشاره كرده، مىگويد:" آنها همگى فقط ما را عبادت مىكردند" (وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ) [١] ضمنا تعبير به" كانوا" كه دلالت بر سابقه مستمر در اين برنامه دارد شايد اشاره به اين باشد كه آنها حتى قبل از رسيدن به مقام نبوت و امامت، مردانى صالح و موحد و شايسته بودهاند و در پرتو همين برنامهها، خداوند مواهب تازهاى به آنها بخشيده.
اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه جمله" يَهْدُونَ بِأَمْرِنا" در حقيقت وسيله شناخت امامان و پيشوايان حق، در برابر رهبران و پيشوايان باطل است
[١] مقدم داشتن كلمه" لنا" بر" عابدين" دليل بر حصر و اشاره به مقام توحيد خالص اين پيشوايان بزرگ است يعنى آنها فقط خدا را عبادت مىكردند.