تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨ - تفسير
" گفت: پروردگارا! استخوانهاى من كه ستون پيكر من و محكمترين اعضاى تن من است سستى گرفته" (قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي).
" و شعلههاى پيرى تمام موهاى سر مرا فرا گرفته است" (وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً).
تشبيه آثار پيرى به شعلهاى كه تمام سر را فرا مىگيرد، تشبيه جالبى است زيرا از يك سو خاصيت شعله آتش اين است كه زود گسترده مىشود و هر چه در اطراف آنست فرا مىگيرد، و از سوى ديگر شعلههاى آتش درخشندگى خاصى دارد و از دور جلب توجه مىكند، و از سوى سوم هنگامى كه آتش محلى را فرا گرفت چيزى كه از آن باقى مىماند همان خاكسترها است.
" زكريا" فراگيرى پيرى و سفيدى تمام موى سرش را، به شعلهور شدن آتش و درخشندگى آن، و خاكستر سفيدى را كه بر جاى مىگذارد، تشبيه كرده است و اين تشبيهى است بسيار رسا و زيبا.
سپس مىافزايد:" پروردگارا من هرگز در دعاهايى كه كردهام از درگاه تو محروم باز نگشتم" (وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا).
تو همواره در گذشته مرا به اجابت دعاهايم عادت دادى و هيچگاه محرومم نساختهاى، اكنون كه پير و ناتوان شدهام سزاوارترم كه دعايم را اجابت فرمايى و نوميد بازنگردانى.
در حقيقت" شقاوت" در اينجا به معنى تعب و رنج است، يعنى من هرگز درخواستههايم از تو به زحمت و مشقت نمىافتادم چرا كه به سرعت مورد قبول تو واقع مىگشت.