تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢ - تفسير سرآغاز تولد مسيح (ع)
١٧- و حجابى ميان خود و آنها افكند (تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد) در اين هنگام ما روح خود را به سوى او فرستاديم و او در شكل انسانى بىعيب و نقص بر مريم ظاهر شد.
١٨- او (سخت ترسيد و) گفت من به خداى رحمن از تو پناه مىبرم اگر پرهيزگار هستى.
١٩- گفت من فرستاده پروردگار توام (آمدهام) تا پسر پاكيزهاى به تو ببخشم! ٢٠- گفت چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد در حالى كه تا كنون انسانى با من تماس نداشته، و زن آلودهاى هم نبودهام؟! ٢١- گفت مطلب همين است كه پروردگارت فرموده، اين كار بر من سهل و آسان است، ما مىخواهيم او را نشانهاى براى مردم قرار دهيم و رحمتى از سوى ما باشد، و اين امرى است پايان يافته (و جاى گفتگو ندارد).
تفسير: سرآغاز تولد مسيح (ع):
بعد از بيان سرگذشت يحيى ع رشته سخن را به داستان تولد عيسى ع و سرگذشت مادرش مريم مىكشاند، چرا كه پيوند بسيار نزديكى در ميان اين دو ماجرا است.
اگر تولد يحيى از پدرى پير و فرتوت و مادرى نازا عجيب بود، تولد عيسى از مادر بدون پدر عجيبتر است.
اگر رسيدن به مقام عقل و نبوت در كودكى، شگفتانگيز است، سخن گفتن در گهواره آنهم از كتاب و نبوت، شگفتانگيزتر است.
و به هر حال هر دو آيتى است از قدرت خداوند بزرگ، يكى از ديگرى بزرگتر، و اتفاقا هر دو مربوط به كسانى است كه با هم قرابت بسيار نزديك از جهت نسب داشتند چرا كه مادر يحيى خواهر مادر مريم بود، و هر دو زنانى نازا و عقيم بودند و در آرزوى فرزندى صالح به سر مىبردند.
نخستين آيه مورد بحث مىگويد،" در كتاب آسمانى قرآن از مريم سخن