تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٩ - تفسير قضاوت داود و سليمان
بعد خواهد آمد گواهى بر صحت هر دو قضاوت است.
و در" پاسخ سؤال سوم" مىگوئيم: بعيد نيست كه مطلب در شكل مشاوره بوده است، مشاورهاى كه احتمالا براى آزمودن سليمان و شايستگى او در امر قضاوت صورت گرفته، تعبير به" حكمهما" (حكم آن دو) نيز گواه بر وحدت حكم نهايى است، هر چند دو پيشنهاد متفاوت در آغاز وجود داشته (دقت كنيد).
در روايتى از امام باقر ع مىخوانيم كه در تفسير اين آيه فرمود:
لم يحكما انما كانا يتناظران
" آنها حكم نهايى نكردند بلكه به مناظره (و مشورت) پرداختند" [١] از روايت ديگرى كه در اصول كافى از امام صادق ع نقل شده نيز استفاده مىشود كه اين ماجرا به عنوان تعيين وصى و جانشين داود و آزمودن آنها صورت گرفته است [٢]
اما مفهوم اين سخن آن نيست كه حكم داود اشتباه و نادرست بوده، چرا كه بلافاصله اضافه مىكند:" ما به هر يك از اين دو، آگاهى و شايستگى داورى و علم بخشيديم" (وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً).
سپس به يكى ديگر از مواهب و افتخاراتى كه خدا به داود داده بود اشاره كرده مىفرمايد:" ما كوهها را مسخر ساختيم كه همراه داود تسبيح مىگفتند و همچنين پرندگان را" (وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ).
[١]" من لا يحضره الفقيه" طبق نقل تفسير نور الثقلين جلد ٣ صفحه ٤٤٣.
[٢] براى توضيح بيشتر به تفسير صافى ذيل آيه مورد بحث مراجعه فرمائيد.