تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٤ - تفسير كافران در آستانه رستاخيز
وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا).
و چون نمىتوانند با اين عذر، گناه خويش را بپوشانند و خود را تبرئه كنند با صراحت مىگويند:" نه، ما ظالم و ستمگر بوديم"! (بَلْ كُنَّا ظالِمِينَ).
اصولا چگونه ممكن است با وجود اينهمه پيامبران الهى و كتب آسمانى و اينهمه حوادث تكان دهنده، و همچنين درسهاى عبرتى كه روزگار به آنها مىدهد در غفلت باشند، آنچه از آنها سر زده تقصير است و ظلم بر خويشتن و ديگران.
" حدب" (بر وزن ادب) به معنى بلنديهايى است كه ميان پستيها قرار گرفته و گاهى به برآمدگى پشت انسان نيز حدب گفته مىشود.
" ينسلون" از ماده" نسول" (بر وزن فضول) به معنى خروج با سرعت است.
اينكه در مورد ياجوج و ماجوج مىگويد: آنها از هر بلندى به سرعت مىگذرند و خارج مىشوند اشاره به نفوذ فوق العاده آنها در كره زمين است.
" شاخصه" از ماده" شخوص" (بر وزن خلوص) در اصل به معنى خارج شدن از منزل، يا خارج شدن از شهرى به شهر ديگر است، و از آنجا كه به هنگام تعجب و خيره شدن چشم گويى مىخواهد چشم انسان بيرون بيايد به اين حالت نيز، شخوص گفته شده است، اين حالتى است كه در محشر به گنهكاران دست مىدهد، آن چنان خيره مىشوند كه گويى چشمهايشان مىخواهد از حدقه بيرون بيايد.