تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٠ - خدا و فرزند داشتن؟!!
نه شبيه و مانندى دارد، و نه نياز به فرزند، و نه عوارض جسم و جسمانيت، گويى تمام عالم هستى كه بر پايه توحيد بنا شده است از اين نسبت ناروا در وحشت و اضطراب فرو مىروند.
لذا در آيه بعد اضافه مىكند" نزديك است آسمانها به خاطر اين سخن از هم متلاشى گردد و زمين شكافته شود و كوهها به شدت فرو ريزد"! (تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا).
انسان فرزند را براى يكى از چند چيز مىخواهد:
يا به خاطر اين است كه عمر او پايان مىپذيرد، براى بقاء نسل خود نياز به توليد مثل دارد.
يا كمك و يار و ياورى مىطلبد، چرا كه نيرويش محدود است.
يا از تنهايى وحشت دارد، مونسى براى تنهايى مىجويد.
يا به هنگام پيرى و ناتوانى، يار و كمككارى جوان مىخواهد.
اما هيچيك از اين مفاهيم در باره خدا معنى ندارد، نه قدرتش محدود است، نه حيات او پايان مىگيرد، نه ضعف و سستى در وجود او راه دارد و نه احساس تنهايى و نه نياز.
از اين گذشته داشتن فرزند، نشانه جسم بودن و همسر داشتن است و همه