تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧ - ٢- حركتهاى ضد انقلابى در برابر انقلاب انبياء
قرار دهد (يا با استفاده از هر وسيلهاى ديگر) تا صدايى از آن برخيزد، سپس با استفاده از يك فرصت مناسب (غيبت چند روزه موسى) و با توجه به اينكه بنى اسرائيل پس از نجات از دريا و عبور از كنار يك قوم بتپرست، تقاضاى بتى از موسى كردند، خلاصه با استفاده از تمام ضعفهاى روانى و فرصتهاى مناسب زمانى و مكانى، برنامه ضد توحيدى خود را آغاز كرد، و آن چنان ماهرانه مواد آن را تنظيم نمود كه در مدت كوتاهى اكثريت قاطع جاهلان بنى اسرائيل را از راه و رسم توحيد منحرف ساخت و به شرك كشاند.
اين توطئه هر چند به مجرد بازگشت موسى و قدرت ايمان و منطق او در پرتو نور وحى خنثى شد، ولى فكر كنيم اگر موسى بازنگشته بود چه مىشد؟
به يقين برادرش هارون را يا مىكشتند و يا آن چنان منزوى مىكردند كه صداى او به گوش هيچكس نرسد! آرى هر انقلابى در آغاز اين چنين شكننده است و بايد كاملا به هوش بود، كمترين حركتهاى شركآلود ارتجاعى را زير نظر داشت، و توطئههاى دشمن را در نطفه خفه كرد.
ضمنا بايد به اين واقعيت توجه داشت كه بسيارى از انقلابهاى راستين به دلائل مختلفى در آغاز متكى به فرد يا افراد مخصوصى است كه اگر پاى آنها از ميان برود خطر بازگشت، انقلاب را تهديد مىكند، و به همين دليل بايد كوشش كرد كه هر چه زودتر معيارهاى انقلابى در عمق جامعه پياده شود، و مردم آن چنان ساخته شوند كه به هيچ وجه طوفانهاى ضد انقلاب آنها را تكان ندهد و همچون كوه در مقابل هر حركت ارتجاعى بايستند.
يا به تعبير ديگر اين يكى از وظائف رهبران راستين است كه معيارها را از خويش به جامعه منتقل كنند و بدون شك اين امر مهم نياز به گذشت زمان نيز دارد، ولى بايد كوشيد كه اين زمان هر چه ممكن است كوتاهتر شود.