تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩ - تفسير آتشى در آن سوى بيابان!
بنا بر اين، بحث مشروحى كه بعضى از مفسران در باره بيرون آوردن كفش از پا كردهاند، و اقوالى از مفسران نقل نمودهاند زائد به نظر مىرسد (البته رواياتى در زمينه تاويل اين آيه نقل شده كه هنگام ذكر نكات از آن بحث خواهيم كرد).
تعبير به" طوى" يا به خاطر آنست كه نام آن سرزمين، سرزمين طوى بوده است، همانگونه كه غالب مفسران گفتهاند، و يا اينكه" طوى" كه در اصل به معنى پيچيدن است در اينجا كنايه از آنست كه اين سرزمين را بركات معنوى از هر سو احاطه كرده بود، به همين جهت در آيه ٣٠ سوره قصص از آن به عنوان" الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ" تعبير شده است.
" اكنون كه چنين است تنها مرا عبادت كن، عبادتى خالص از هر گونه شرك" (فَاعْبُدْنِي).
" و نماز را برپاى دار، تا هميشه به ياد من باشى" (وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي).
در اين آيه پس از بيان مهمترين اصل دعوت انبياء كه مساله توحيد است موضوع عبادت خداوند يگانه به عنوان يك ثمره براى درخت ايمان و توحيد بيان شده، و به دنبال آن دستور به نماز، يعنى بزرگترين عبادت و مهمترين پيوند خلق با خالق و مؤثرترين راه براى فراموش نكردن ذات پاك او داده شده.
اين سه دستور با فرمان رسالت كه در آيه قبل بود، و مساله معاد كه در آيه