تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٧ - تفسير چه خداى مهربانى!
بيفكند، و دشمن من و دشمن او آن را بگيرد و من محبتى از خودم بر تو افكندم، تا در برابر ديدگان (علم) من پرورش يابى.
٤٠- در آن هنگام كه خواهرت (در نزديكى كاخ فرعون) راه مىرفت و مىگفت آيا خانوادهاى را به شما نشان دهم كه اين نوزاد را كفالت مىكند (و دايه خوبى براى اوست) و به دنبال آن ما تو را به مادرت بازگردانديم تا چشمش به تو روشن شود، و غمگين نگردد، و تو كسى (از فرعونيان) را كشتى اما ما تو را از اندوه نجات داديم، پس از آن ساليانى در ميان مردم مدين توقف نمودى و تو را بارها آزموديم سپس در زمان مقدر (براى فرمان رسالت) به اينجا آمدى.
٤١- و من تو را براى خودم پرورش دادم!
تفسير: چه خداى مهربانى!
در اين آيات خداوند به يكى ديگر از فصول زندگانى موسى ع اشاره مىكند كه مربوط به دوران كودكى او و نجات اعجازآميزش از چنگال خشم فرعونيان است، اين فصل گرچه از نظر تسلسل تاريخى قبل از فصل رسالت و نبوت بوده، اما چون به عنوان شاهد براى مشمول نعمتهاى خداوند، نسبت به موسى ع از آغاز عمر، ذكر شده، در درجه دوم اهميت نسبت به موضوع رسالت مىباشد.
نخست مىگويد:" اى موسى! ما بار ديگر نيز بر تو منت گذارديم، و تو را مشمول نعمتهاى خويش ساختيم" (وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرى). [١]
[١] همانگونه كه قبلا نيز گفتهايم: كلمه" منت" در اصل از" من" به معنى سنگهاى بزرگى كه با آنها وزن مىكنند گرفته شده است، به همين جهت بخشيدن هر نعمت سنگين و گرانبهايى را منت مىگويند، و در آيه فوق، منظور همين معنى است، و اين مفهوم، مفهوم زيبا و ارزنده آن است، ولى اگر كسى كار كوچك خود را با سخن بزرگ كند و به رخ طرف بكشد عملى است زشت و مصداق نكوهيده منت است.