تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١ - مگر فرزند براى خدا ممكن است؟!
يَمْتَرُونَ) [١] اين عبارت در حقيقت تاكيدى است بر صحت تمام مطالب گذشته در مورد حضرت مسيح ع و اينكه كمترين خلافى در آن وجود ندارد.
اما اينكه قرآن مىگويد: آنها در اين زمينه در شك و ترديد هستند، گويا اشاره به دوستان و دشمنان مسيح ع يا به تعبير ديگر مسيحيان و يهوديان است، از يك سو گروهى گمراه در پاكى مادر او شك و ترديد كردند، و از سوى ديگر گروهى در اينكه او يك انسان باشد اظهار شك نمودند، حتى همين گروه نيز به شعبههاى مختلف تقسيم شدند بعضى او را صريحا فرزند خدا دانستند (فرزند روحانى و جسمانى، حقيقى نه مجازى!!) و به دنبال آن مساله تثليث و خدايان سهگانه را به وجود آوردند.
بعضى مساله تثليث را از نظر عقل نامفهوم خواندند و معتقد شدند كه بايد تعبدا آن را پذيرفت و بعضى براى توجيه منطقى آن به سخنان بىاساسى دست زدند، خلاصه همه آنها چون نديدند حقيقت- يا چون نخواستند حقيقت- ره افسانه زدند [٢]!
[١] در تركيب اين جمله مفسران گفتگوى بسيار كردهاند اما آنچه از نظر ادبى و با توجه به آيات گذشته صحيحتر به نظر مىرسد اين است كه قَوْلَ الْحَقِ مفعول براى فعل محذوفى است و الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ صفت آنست و در تقدير چنين بوده" اقول قول الحق الذى فيه يمترون".
[٢] براى توضيح بيشتر در زمينه تثليث نصارى و خرافاتى كه در اين زمينه به هم بافتهاند به جلد چهارم تفسير نمونه صفحه ٢٤٤ ذيل آيه ١٧١ سوره نساء مراجعه فرمائيد.