تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٠ - تفسير نخستين برخورد با فرعون جبار
بنا بر اين با وجود خداوند توانايى كه همه جا با شما است و به همين دليل همه چيز، همه سخنها را مىشنود، و همه چيز را مىبيند و حامى و پشتيبان شما است، ترس و وحشت معنايى ندارد.
نخست مىگويد:" شما به سراغ او برويد و به او بگوئيد ما فرستادگان پروردگار توايم" (فَأْتِياهُ فَقُولا إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ).
جالب اينكه بجاى پروردگار ما مىگويد پروردگار تو، تا عواطف فرعون را متوجه اين نكته سازند كه او پروردگارى دارد و اينها نمايندگان پروردگار اويند، ضمنا بطور كنايه به او فهمانده باشند كه ادعاى ربوبيت از هيچكس صحيح نيست و مخصوص خدا است.
ديگر اينكه" بنى اسرائيل را همراه ما بفرست و آنها را اذيت و آزار مكن" (فَأَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لا تُعَذِّبْهُمْ).
درست است كه دعوت موسى تنها براى نجات بنى اسرائيل از چنگال فرعونيان نبوده، بلكه به گواهى ساير آيات قرآن به منظور نجات خود فرعون و فرعونيان از چنگال شرك و بتپرستى نيز بوده است، ولى اهميت اين موضوع و ارتباط منطقى آن با موسى سبب شده است كه او مخصوصا انگشت روى اين مساله بگذارد چرا كه استثمار و به بردگى كشيدن بنى اسرائيل با آن همه شكنجه و آزار مطلبى نبوده است كه قابل توجيه باشد.
سپس اشاره به دليل و مدرك خود كرده مىگويد به او بگوئيد" ما نشانهاى