تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٩ - تفسير غوغاى سامرى!
گشت، شايد به خود مىگفت: ساليان دراز خون جگر خوردم، زحمت كشيدم با هر گونه خطر روبرو شدم تا اين جمعيت را به توحيد آشنا ساختم، اما افسوس و صد افسوس، با چند روز غيبت من، زحماتم بر باد رفت! لذا بلا فاصله" موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود بازگشت" (فَرَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً).
هنگامى كه چشمش به آن صحنه بسيار زننده گوسالهپرستى افتاد،" فرياد برآورد اى قوم من! مگر پروردگار شما وعده نيكويى به شما نداد" (أَ لَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْداً حَسَناً).
اين وعده نيكو يا وعدهاى بوده كه در زمينه نزول تورات و بيان احكام آسمانى در آن، به بنى اسرائيل داده شده بود، يا وعده نجات و پيروزى بر فرعونيان و وارث حكومت زمين شدن، و يا وعده مغفرت و آمرزش براى كسانى كه توبه كنند و ايمان و عمل صالح داشته باشند و يا همه اين امور.
سپس افزود:" آيا مدت جدايى من از شما به طول انجاميده"؟! (أَ فَطالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ).
اشاره به اينكه: گيرم مدت وعده بازگشت من از سى روز به چهل روز تمديد شد، اين زمانى طولانى نيست، آيا شما نبايد در اين مدت كوتاه خودتان را حفظ كنيد حتى اگر سالها من از شما دور بمانم آئين خدا را كه به شما تعليم دادهام و معجزاتى را كه با چشم خود مشاهده كردهايد بايد بر شما حاكم باشد.
" يا با اين عمل زشت خود مىخواستيد غضب پروردگارتان بر شما نازل شود كه با وعده من مخالفت كرديد" (أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِي) [١]
[١] بديهى است هيچكس تصميم نمىگيرد كه غضب پروردگار را براى خود بخرد منظور از اين عبارت اين است عمل شما آن چنان است كه گويا چنين تصميمى را در باره خود گرفتيد.