تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٥ - نكته هدف آفرينش
و گاه مىگويد: هدف آفرينش آگاهى و بيدارى و تقويت ايمان و اعتقاد شما است اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ:" خدا همان كسى است كه آسمانهاى هفتگانه و زمينهايى همانند آن را آفريد، فرمان او در ميان آنها جارى است، همه اينها به خاطر آن بوده است تا شما بدانيد خدا بر هر چيزى قادر است" (طلاق- ١٢).
و گاه مىگويد: هدف آفرينش آزمايش حسن عمل شما است الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا:" او خدايى است كه مرگ و زندگى را آفريد تا شما را در ميدان حسن عمل بيازمايد و پرورش دهد" (ملك- ٢).
آيات سهگانه فوق كه هر كدام به يكى از ابعاد سهگانه وجود انسان (بعد آگاهى و ايمان، بعد اخلاق و بعد عمل) اشاره مىكند بيانگر هدف تكاملى آفرينش است كه به خود انسانها باز مىگردد.
ذكر اين نكته نيز لازم است كه بعضى چنين تصور مىكنند چون كلمه" تكامل" در آيات قرآن در اين مباحث مطرح نشده است نكند اين يك فكر وارداتى باشد؟ ولى پاسخ اين ايراد روشن است، زيرا ما در بند الفاظ خاص نيستيم مفهوم و مصداقهاى تكامل در آيات فوق به خوبى روشن است، آيا علم و آگاهى مصداق واضح آن نيست و همچنين پيشرفت در عبوديت و حسن عمل؟! در آيه ١٧ سوره محمد مىخوانيم: وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً:" آنها كه در مسير هدايت وارد شدند، خداوند بر هدايتشان مىافزايد" آيا تعبير به" افزايش" چيزى جز تكامل است؟! در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه اگر هدف تكامل بوده چرا خداوند از آغاز انسان را در همه ابعاد، كامل نيافريد تا نيازى به پيمودن مراحل تكامل نبوده باشد؟
سرچشمه اين ايراد غفلت از اين نكته است كه شاخه اصلى تكامل،" تكامل اختيارى" است، و به تعبير ديگر تكامل آنست كه انسان راه را با پاى خود