تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٤ - آيا آدم مرتكب معصيتى شد؟
استثناء گناه است، مانند دروغ گفتن و ظلم كردن و اموال حرام خوردن، و گاه جنبه نسبى دارد يعنى كارى است، كه اگر از يك نفر سر بزند نه تنها گناه نيست بلكه گاه نسبت به او يك عمل مطلوب و شايسته است، اما اگر از ديگرى سر بزند با مقايسه به مقام او كار نامناسبى است.
فى المثل براى ساختن يك بيمارستان از مردم تقاضاى كمك مىشود، شخص كارگرى مزد يك روزش را كه گاه چند تومان بيشتر نيست مىدهد، اين عمل نسبت به او ايثار و حسنه است و كاملا مطلوب، اما اگر يك ثروتمند اين مقدار كمك كند، نه تنها اين عمل نسبت به او پسنديده نيست بلكه گاه درخور ملامت و مذمت و نكوهش نيز هست، با اينكه از نظر اصولى نه تنها كار حرامى نكرده بلكه ظاهرا مختصر كمكى نيز به كار خير نموده است.
اين همان است كه مىگوئيم: حسنات الأبرار سيئات المقربين (حسنات نيكان گناهان مقربان است).
و نيز اين همان چيزى است كه به عنوان ترك اولى معروف شده است و ما از آن به عنوان" گناه نسبى" ياد مىكنيم، كه نه گناه است و نه مخالف مقام عصمت.
در احاديث اسلامى نيز احيانا اطلاق معصيت بر مخالفت مستحبات شده است:
در حديثى از امام باقر ع مىخوانيم كه در باره نمازهاى نافله روزانه فرمود:" اينها همه مستحبّ است و واجب نيست ... و هر كس آن را ترك كند معصيت كرده زيرا مستحبّ است انسان هنگامى كه كار خيرى را انجام مىدهد كارش تداوم داشته باشد" [١] در زمينه اين موضوع و ساير مسائل مربوط به آدم و خروج او از بهشت، در جلد ششم سوره اعراف ذيل آيه ١٩ به بعد، و در جلد اول ذيل آيه ٣٠ تا ٣٨ بحث كردهايم و نيازى به تكرار نيست.
[١] نور الثقلين جلد ٣ صفحه ٤٠٤.