تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٨
من وحى مىشود اين است كه معبود شما معبود واحدى است" (قُلْ إِنَّما يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ).
" آيا شما حاضر هستيد در برابر همين اصل اساسى توحيد تسليم شويد و بتها را كنار بگذاريد"؟! (فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ).
در واقع در اين آيه سه نكته بنيادى مطرح شده است، نخست اينكه پايه اصلى رحمت توحيد است و به راستى هر چه بيشتر بينديشيم وجود اين رابطه نيرومند روشنتر مىشود، توحيد در اعتقاد، در عمل، توحيد در كلمه، توحيد صفوف، و توحيد در قانون و در همه چيز.
نكته ديگر اينكه به مقتضاى كلمه" انما" كه دليل بر حصر است تمام دعوت پيامبران اسلام ص در اصل توحيد خلاصه مىشود مطالعات دقيق نيز نشان مىدهد كه اصول و حتى فروع و احكام نيز در پايان به اصل توحيد بازمىگردد، و به همين دليل همانگونه كه سابقا هم گفتهايم توحيد تنها يك اصل از اصول دين نيست، بلكه همچون رشته محكمى است كه دانههاى يك تسبيح را بهم پيوند مىدهد و يا صحيحتر روحى است كه در كالبد دين دميده شده.
و آخرين نكته اينكه مشكل اصلى تمام جوامع و ملل، آلودگى به شرك در اشكال مختلف است، زيرا جمله" فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ" (آيا تسليم در برابر اين اصل مىشويد) مىرساند كه مشكل اصلى بيرون آمدن از شرك و مظاهر آن و بالا زدن آستين براى شكستن بتها است، نه فقط بتهاى سنگى و چوبى، كه بتها از هر نوع مخصوصا طاغوتهاى انسانى!