تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦١ - تفسير تنها راه نجات
بديهى است پايه هر فعاليت مثبتى، نجات و رهايى از چنگال عوامل سلطه جو و كسب استقلال و آزادى است، و به همين دليل قبل از هر چيز به آن اشاره شده است.
سپس به يكى از نعمتهاى مهم معنوى اشاره كرده مىگويد:" ما شما را به ميعادگاه مقدسى دعوت كرديم، در طرف راست طور، آن مركز وحى الهى" (وَ واعَدْناكُمْ جانِبَ الطُّورِ الْأَيْمَنَ).
اين اشاره به جريان رفتن موسى ع به اتفاق جمعى از بنى اسرائيل به ميعادگاه طور است، در همين ميعادگاه بود كه خداوند الواح تورات را بر موسى نازل كرد و با او سخن گفت و جلوه خاص پروردگار را همگان مشاهده كردند. [١] و سرانجام به يك نعمت مهم مادى كه از الطاف خاص خداوند نسبت به بنى اسرائيل سرچشمه مىگرفت اشاره كرده مىفرمايد:" ما" من" و" سلوى" بر شما نازل كرديم" (وَ نَزَّلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى).
در آن بيابانى كه سرگردان بوديد، و غذاى مناسبى نداشتيد، لطف خدا به ياريتان شتافت و از غذاى لذيذ و خوشمزهاى به مقدارى كه به آن احتياج داشتيد در اختيارتان قرار داد و از آن استفاده مىكرديد.
در اينكه منظور از" من" و" سلوى" چيست؟ مفسران بحثهاى فراوانى دارند كه ما در جلد اول همين تفسير (ذيل آيه ٥٧ سوره بقره) بيان كرديم، و پس از ذكر سخنان مفسران ديگر گفتيم بعيد نيست" من" يك نوع عسل طبيعى بوده كه در كوههاى مجاور آن بيابان وجود داشته، و يا شيرههاى نيروبخش مخصوص نباتى بوده كه در درختانى كه در گوشه و كنار آن بيابان مىروئيده آشكار مىگرديد، و" سلوى" نوعى پرنده حلال گوشت شبيه به كبوتر بوده است.
[١] شرح مبسوط اين ماجرا را در جلد ششم سوره اعراف ذيل آيه ١٥٥ و ١٥٦ (صفحه ٣٨٨) مطالعه فرمائيد.